مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها و روضۀ سیدالشهدا
فضای خانۀ تو رنگ و بوی ریحان داشت صدای زمزمههایت شمیم قـرآن داشت هوای دشت قـنـوتت هـمیشه ابـری بود قنات اشک زلالت همیشه جریان داشت اگـر چـه مـادر آبـی ولـی هـمـه دیـدنـد تنـور خانۀ گـرم تو بیعـدد نـان داشت تو با یـتـیم و فـقـیر و اسـیـر هـمدردی چرا که سفرۀ سبزت همیشه مهمان داشت نماز و راز و نیاز و دعـای نیـمهشبت برای دوست و دشمن مگر که پایان داشت؟ بهشتِ رویِ زمین بودی و امیرِ بهشت میان روضۀ شهر مدینه، رضوان داشت خدا که خون خودش را به دست تو پروَرد به مـادرانگی تو چه قـدر ایـمان داشت نـخـواسـتـم بـروم سـمـت قـتـلـگـاه امـا گریز زد قـلمِ من، قـلم، پـریشان داشت به سمت لحـظۀ تـنهـایی کسی میرفت که خیمه، وقت وداعش هوای باران داشت بـه قـتـلـگـاه رسـیـدی، کـنار پـیکـر او به احترام تو میایستاد اگر جان داشت حسین، قلب رسول، این چنین به خاک نبود سیاه لشکـرِ دشمن اگر مسلـمـان داشت سری به نیزه بلند است روبه روی تو، آه ســری بـه نــیــزه رهــا، لا الـه الا الله |